أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

6

قانون ( فارسى )

داشته باشد و باز آن را تب مستقيم نام ندهيم و روىآور باشد ، امّا تب معلول عفونت تب مستقيم باشد ؛ آيا خود ورم از چيست و تأثيرش در ايجاد تب از كجا شروع مىشود ؟ ناگزير در جواب بايد گفت : ورم تنها سبب تب نمىشود بلكه عفونتى كه از ورم رخ مىدهد سبب تب مىشود . پس برگشتيم به همان سبب اوّلى كه تب از عفونت است و در اينجا نيز تنها عفونت ورم است كه تب را پديد مىآورد . نتيجه اينكه اصل بحث نزاع لفظى است و سبب يكى كه آن هم عفونت است . اين عفونت از ورم است يا از غير ورم سبب تب شده است و فرقى نمىكند . در هر حال اين مجادلات لفظى و اين فلسفه‌بافيها براى علم طب و طبيبان هيچ اثر مفيدى در بر ندارد و شايد زيان هم داشته باشد . كه طبيب را از كار واجب خويش بازمىدارد و سرگرم مجادلات بىفايده مىشود . پس بگذار از اين قيل و قال بگذريم و به اصل موضوع - چنان كه عادت اطباى معالج است - برگرديم . بگذار تب ناشى از ورم و تب ناشى از راه‌بندانها در بدن ، تب روىآور و غير مستقيم باشند ، به‌هرحال تب است . ما مىگوييم : آنچه را كه عادتا تب مىناميم چيست و چگونه پديد مىآيد . اندامهاى سراسر جسم انسان از سه حالت خارج نيستند : الف - نوعى از آنها دربرگيرندهء روان و رطوبت هستند و آنها را بايد به ديوارهاى داخلى حمام قياس كرد . ب - نوعى دربرگيرندهء رطوبتها هستند و قياس اين رطوبتها را بايد با آب داخل خزانهء حمام كرد . ج - نوع سوم در وجود آدمى روان اصلى ، روان زندگى ، نيروى طبيعى و بخارها هستند كه مىتوانى آنها را با هواى گرم داخل حمام قياس كنى . سبب گرماى ديوارهاى داخلى ، آب خزانه و هواى داخل حمام ، وجود آلاو گرماى بيگانه يعنى سوخت و هيمهء آتشدان حمام است . اكنون بگذار سبب به وجود آمدن تب را - كه گفتيم حرارت بيگانه از بدن است و آن را به همان گلخن حمام تشبيه كرديم كه بدن را از اثر آلاو آتش شعله‌ورش گرم و مشتعل مىسازد . و سبب انواع حالات تب مىشود - شرح دهيم . تفصيل از اين قرار است : هر آن اندامى كه اوّل و قبل از همهء اندامان ديگر از اين حرارت بيگانه تأثير مىپذيرد ، گرمى آن به ساير اندامان همسايه‌اش سرايت مىكند . اگر آن اندامى را كه قبلا گرماى بيگانه بر آن تأثير گذاشته و مشتعلش كرده است ، گرمايش را خاموش كنى اندامان همسايه‌اش نيز سرد مىشوند ؛ امّا اگر گرما و آلاو را در آن اندام كه اوّل مشتعل شده است خاموش كرديم بدين معنى نيست كه آتشدان نيز خاموش شده است ، ممكن است آتشدان بماند و باز گرما بفرستد و دوباره اندام خاموش شده را مشتعل سازد و از نو اندام مشتعل شده ، اندامان همسايهء خود را گرم كند . حال اگر اين حرارت بيگانه قبل از هر چيز اندامان اصلى و رئيسه را در بر گيرد و مشتعل سازد ، درست مثل اين است كه ديوار حمام مستقيما آتش گرفته باشد ، يا مثلا دمهء آهنگر را زبانهء